خنياگري بود در خدمت ريچارد؛ اصل او ممكن است از آورو باشد. معلوم نيست كه آمبرواز چگونه به غرب بازگشت، ولي شعرش را پس از بازگشت در 1195 ـ 1196، نوشته است. وي اگر هم نتوانسته است بيطرف بماند، به هر حال ميكوشد كه منصف باشد.
ريچارد رئيس صومعهٴ تثليث مقدس لندن، در حدود 1222، تاريخ ريچارد را بهزبان لاتيني ترجمه كرد.1 تا مدتي قبل، تصور ميشد كه اين كتاب تأليف خود ريچارد است. انتساب بعدي آن به شاعر انگليسي معاصر آمبرواز، يعني جفري دووينساف2 هم اشتباه بود.
چند بردائي3
سالنامهنگار و شاعر هندي كه در دربار پريتيراج (يا راي پيتورا)4 آخرين فرمانرواي هندي دهلي برآمد. وي به زبان قديم غرب هند5 حماسهٴ بلندي بهنام چَند راسا (پريتيراج راسو) سرود6، كه نخستين اثر در ميان يك رشته وقايعنامههاي مربوط به راجپوتاناست. اصل حماسهٴ چند شامل قريب 5000 بيت بود، ولي تدريجاً شاعران و كاتبان بعدي ابياتي بر آن افزودند تا آن كه اين مجموعه به 125,000 بيت بالغ شد.
با توجه به اين كه پريتيراج معروفترين قهرمان هند شمالي تا به امروز است، رواج و تهذيب مستمر حماسهٴ چند موجب شگفتي نميشود. او دختر راجه جايچند7 را در حدود 1175، فريب داد و ربود، در 1182، چندلها را شكست داد، و مقاومت راجههاي هند را در برابر سلطان محمد غوري رهبري كرد؛ وي در دومين جنگ تراين8 (1192) شكست خورد، گرفتار گشت و كشته شد. (تراين در پنجاب بين كرنال و تانيسر، و در 20 كيلومتري شهر آخري واقع است). دومين جنگ تراين تسلط مسلمانان را برهند تثبيت كرد، و در تاريخ هند همان اثري را دارد كه جنگ نهاوند (642)، در تاريخ ايران؛ يا جنگ هستينگز (1066)، در تاريخ انگليس.